|
معارفه گوشيهاي جديد نوكيا در ايران! |
|
Monday, 08 November 2010 18:17 |
|
نشست خبري شركت نوكيا در ايران براي رونمايي از گوشي جديد نوكيا موسوم به N8 با حضور نمايندگان رسانهها در تهران برگزار شد. در اين نشست خبري برخي خبرنگاران براي نخستين بار مديركل جديد نوكيا در ايران و مدير جديد بازاريابي اين شركت را ملاقات ميكردند. آقايان فروهر فروتن و رنجان شيوادي اعضاي جديد دفتر نوكيا در ايران بودند كه در اين نشست خبري براي اولين بار روبهروي «برخي» خبرنگاران قرار ميگرفتند. البته معلوم نشد چرا گاهي حرفهايي در گوش آنها گفته ميشد! بههرحال ورود اين «درگوشي»هاي جديد را به بازار مهيج ايران تبريك ميگوييم! گوشي جديد نوكيا موسوم به N8 هم در اين مراسم مطابق انتظار با تعريف و تمجيد فراوان معرفي شد. در پايان اين نشست خبري هم تعدادي از اين گوشيها با قرعهكشي به «برخي» از خبرنگاران اهدا شد! اگر دنبال قيمت و مشخصات فني اين گوشي هستيد، اينجا چيزي پيدا نميكنيد! اما اگر جستجو كنيد هزار تا سايت را در اينترنت پيدا خواهيد كرد كه به شما اين اطلاعات را ميدهند! 
|
|
نمايشگاه مطبوعات در تسخير سه روزنامه! |
|
Monday, 01 November 2010 00:00 |
هفدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاريها در حالي در مصلاي تهران برگزار شد كه بيش از هر چيز تبليغات سه روزنامه صبح كشور (جامجم، ايران، همشهري) در فضاي بيروني سالن نمايشگاه بهچشم ميخورد! در فضاي بيروني نمايشگاه مطبوعات امسال، بهنظر ميرسيد روزنامههاي دولتي يا بهطور كلي نشريات دولتي در رقابتي نابرابر با نشريات خصوصي بهراحتي فضاي بازار مطبوعات را بهتسخير خود در آوردهاند. البته بيش از همه روزنامه جامجم بهچشم ميآمد كه تقريبا همه فضاهاي ريز و درشت تبليغاتي را اشغال كرده بود و حتي بنر غولآساي كنار سالن را هم به خود اختصاص داده بود. امسال با وجود طراحي بهتر فضاي ورودي سالن، بخش نشريات تخصصي همچنان بههمفشرده و گيجكننده بود. گفتني است همراه ايراني در نمايشگاه امسال نيز حضور داشت و پذيراي مخاطبان خود بود. راستي كسي ميداند چرا ميزان بازديد و استقبال مخاطبان مطبوعات از نمايشگاه، هر سال كمتر از قبل ميشود؟ |
|
پس اين همراهالشعرا كجاست؟! |
|
Friday, 08 October 2010 19:11 |
خوانندگان همراه ايراني حتما يادشان هست كه در چند شماره نشريه در سال ۸۸ صفحاتي به اشعار طنز موبايلي با امضاي «همراهالشعرا» اختصاص داشت. اما حالا مدت زيادي است كه شعري در مجله بهچاپ نميرسد و خبري هم از شاعر طناز ما نيست. راستش هنوز هم مديران مجله خواستار تداوم همكاري جناب همراهالشعرا هستند ولي خود ايشان بهدليل اختلافات مالي شديد (در حد هزار تومان!) با مديريت مجله قصد همكاري ندارد. فكر نكنيد اگر شما اين هزار تومان ناقابل را تقبل كنيد ايشان برميگردند و شعرهايشان را ميدهند ما چاپ كنيم. نخير! مشكل بزرگتر از اين حرفها است. ظاهرا ايشان ديدهاند كه برخي همكاران ما با پيشنهادهاي وسوسهانگيز نشريات رقيب روبهرو ميشوند و خيال كردهاند نشريات رقيب براي قاپيدن اين همكار ما نيز دستبهجيب ميشوند. غافل از اينكه رقيبان حاضر اند به خود ما پول بدهند تا همراهالشعرا را پيش خودمان نگه داريم! حالا اگر كسي هست كه از خواندن شعرهاي طنز موبايلي لذت ميبرد يك ايميلي يا پيامكي بدهد تا نشان ايشان بدهيم، بلكه شايد براي رفع شرمندگي چند بيتي را تقديم خوانندگان همراه ايراني كنند. راستي اگر بعضي از شما هنوز همراهالشعرا را نميشناسند يادآوري ميكنيم كه ايشان همان كسي هستند كه فرمودند: پي گـــوشي به بــــازاري رسيــدم شدم حيـران گـوشيهـا كه ديــدم شـدم يكبــاره گوشيبـــاز و كمكم به قـدر يك شتـر گوشـــي خـريدم!
|
|
گوشيهاي همراه، رفيقان نيمهراه! |
|
Monday, 10 May 2010 00:06 |
|
بشين فکر کن ببين از وقتي که موبايل خريدي، در طول شبانهروز چند ساعت اين جناب گوشي همراه کنارته؟ با کدوم يکي از وسايلت تا اين حد جونجوني شدي؟ يا با کدوم يکي از دوستها يا اعضاي خانوادت اين قدر وقت ميگذروني؟ من که فکر ميکنم هيچ کدوم. روز و شب بايد حتماً در دسترست باشه. اگه هم يهوقت يادت بره ببريش يا يه جا جاش بذاري، همش انگار يه چيزي گم کردي، آرامش نداري، مدام احساس ميکني صداشو ميشنوي! خلاصه تا بهش نرسي آروم و قرار نداري. چه چيزايي رو حافظهاش هست که نميخواي کسي ببينه يا بخونه. چه حرفاي خصوصي که باهاش زدي. حسابي شده محرم اسرارت. ببينم تا حالا فکر کردي اگه بر فرض روي گوشيت شنود گذاشته باشن و بتونن حرفاتو بشنون يا مثلاً پيامکاتو بخونن، چند درصد از اين پيامکا رو نميفرستادي؟ يا فرض کن يه دفعه چند تا آدم محترم گوشيتو ازت بگيرن و بخوان محتوياتشو چک کنن! احتمالاً يه چيزايي رو حافظهاش داري که دوست نداري کسي يا لااقل هر کسي ببينه. راستي يه چيز ديگه. درباره اين سيستم ردياب جيپياس چيزي شنيدي؟ فرض كن کسايي که شمارتو دارن بتونن هر وقت که بخوان موقعيت تو رو رديابي کنن. خوبه ديگه، نه؟ حالا فکر کن يه جايي باشي که دوست نداري کسي بدونه. بالاخره آدميه ديگه، پيش مياد! اگه گوشيت همراهت باشه ميتونن رديابيت کنن و حسابي ضايع ميشي. خلاصه ميخوام بگم که به اين رفيق گرمابه و گلستانت زياد هم اعتماد نکن. نه هر حرفي رو باهاش بزن، نه هر چيزي رو روش بريز و نه هر جايي با خودت ببرش. از ما گفتن بود! |
|
سومين نمايشگاه موبايل تبريز هم برگزار نميشود! |
|
Thursday, 06 May 2010 23:44 |
|
خيلي عجيب است، ولي بايد باور كنيد كه امسال در تقويم نمايشگاهي تبريز، عنوان سومين نمايشگاه موبايل و لوازم جانبي بهچشم ميخورد و تاريخ برگزاري آن هم همزمان با نمايشگاه كامپيوتر در خرداد ماه است. نكته عجيب البته برگزاري نمايشگاه نيست، بلكه عدم برگزاري آن است. يعني اگر از مسئولان بپرسيد خواهند گفت كه بنا به دلايلي نمايشگاه امسال برگزار نخواهد شد. اما اين هم نكته عجيب موردنظر ما نبود! نكته عجيب اين است كه اگر بيشتر كنجكاوي كنيد متوجه خواهيد شد كه اصلا دو نمايشگاه قبلي هم برگزار نشدهاست!!! حالا متوجه اصل ماجرا شديد؟ درواقع هر سال در تبريز يك نمايشگاه موبايل اعلام و لغو ميشود و معلوم نيست چرا برگزارنكننده(!)هاي محترم، نمايشگاههاي برگزارنشده را مثل نمايشگاههاي برگزارشده شمارش ميكنند! بهعنوان وظيفه رسانهاي خود در امر خبررساني و اطلاعرساني بهنگام، از همين حالا اعلام ميكنيم كه زمان چهارمين نمايشگاه موبايل تبريز، خرداد ماه سال ۱۳۹۰ خواهد بود. البته براي حضور در آنجا لازم نيست برنامهريزي كنيد، چون بنا به دلايلي برگزار نخواهد شد!!!
|
|
Thursday, 15 April 2010 18:33 |
|
يك بار ديگر دست استكبار از آستين هكرهاي بيكار و علاف بيرون آمد و سايت همراه ايراني مورد دستبرد و دستكاري قرار گرفت! در اين ماجرا باز هم ردپاي هكرهاي روس را مشاهده كرديم. البته اين بار چون تجربه هك شدن قبلي را داشتيم و آماده مقابله بوديم، برخلاف مرتبه قبل كه بيش از يك ماه سايت تعطيل بود، اين بار تعطيلي بيش از چند ساعت طول نكشيد و خيلي زود اوضاع تحت كنترل قرار گرفت. حالا چنانكه ميبينيد سايت در وضعيت عادي قرار دارد. راستي بهنظر شما چرا سايت ما اينقدر به دهان اين هكرها خوشمزه ميآيد؟!
 |
|
بازيهاي موبايلي همراه ايراني را دانلود كنيد |
|
Friday, 02 April 2010 19:22 |
|
خيلي وقت است كه صفحهاي با نام «بازيهاي همراه» در مجله همراه ايراني هست و گيمبازهاي حرفهاي ضمن ابراز علاقه به اين صفحه، سراغ اصل بازيها را ميگيرند. يعني ميپرسند اين بازيهايي را كه معرفي كرديد از كجا تهيه كنيم. البته پاسخ ما هم اين بود كه خب بگرديد، احتمالا توي اينترنت پيدا ميكنيد! درخواست طبيعي و منطقي خيلي از خوانندگان مجله اين بود كه حالا كه مجله سايت به اين خوبي دارد(!) چرا اصل بازيها را همانجا نميگذاريد تا دانلود كنيم؟ خب سرانجام توانستيم اين درخواست را عملي كنيم و فعلا با بازيهاي موبايلي معرفيشده در شماره يازدهم شروع كردهايم و اميدواريم اين كار را بتوانيم در آينده تداوم ببخشيم. باز هم اگر امري هست در خدمتيم! |
|
Thursday, 25 March 2010 00:40 |
|
مراسم پرسروصداي شركت الجي و نماينده فروش محصولات موبايل اين شركت، پارس كامتل، در فضايي بسيار دوستانه و خانوادگي(!) برگزار شد و طي آن جوايز قابل توجهي به افرادي كه گفته ميشد خريداران موبايلهاي الجي هستند، و هداياي قابلتوجهتري هم به فروشندگان موبايلهاي الجي اختصاص يافت. اين مراسم كه با پخش سرود ملي كره جنوبي و ايران رسما آغاز شده بود، با اجراي موسيقي كلاسيك و آهنگهاي قديمي مانند «گل يخ» و «لب كارون» ادامه يافت، و بهتدريج تا اجراي زنده ترانههاي جديدي مانند «سوسن خانم» هم پيش رفت!!! شركت پارس كامتل براي برگزاري اين مراسم پرخرج و اصرافگونه، از مجري شيرينسخن و زيباروي صداوسيما نيز مدد گرفته بود. «رضا رشيدپور» در اين مراسم اعلام كرد كه ميتوانيد هر ترانه مجاز يا غيرمجازي را امشب درخواست كنيد تا براي شما اجرا شود. خودش هم با ميكروفن بيسيمي كه در دست داشت، از پشت صحنه همراهي ميكرد! از نكات قابل ذكر ديگر اين مراسم تبليغ ناخواسته رقيب چشم بادامي ديگر بود! بهعنوان مثال از يكي از برندگان پرسيده شد كه چرا موبايل الجي را انتخاب كرده است و او هم تعريفهاي زيادي از موبايل الجي كرد ولي وقتي از وي خواسته شد نام گوشيي كه خريده است بگويد نام يكي از گوشيهاي سامسونگ را به زبان آورد كه موجب خنده حضار شد! يك بار هم خود مجري مراسم با حداكثر انرژي بهجاي «پارس كامتل» گفت «پارس مايكروتل» كه باز هم موجب تعجب و خنده حاضران شد. شايان ذكر است كه محتواي اين مراسم براي بسياري از دعوتشدگان از قبل مشخص نبود و برخي تصور كرده بودند كه هدف دعوتكنندگان، برگزاري كنفرانس خبري و معرفي محصولات جديد يا مثلا تبيين استراتژي جديد شركت الجي در بازار ايران است. در پايان بد نيست به يك نكته آزاردهنده ديگر هم اشاره كنيم و آن هديه دادن به اصحاب رسانه است كه گويا تبديل به يك رسم متداول در نشستهاي خبري و مراسم ويژه شركتهاي حوزه موبايل شدهاست. اين رسم جديد كه متاسفانه مورد استقبال بعضي اصحاب رسانه هم واقع شدهاست، در مراسم الجي چنان توهينآميز اجرا شد كه گويا همه حاضران فقط براي خوردن شام و دريافت گوشي مجاني به اين مهماني(!) آمدهاند. اميدواريم با رفتار منطقي و حرفهاي نمايندگان رسانهها، چشمباداميهاي بازار تلفن همراه ايران نيز نگاه و رفتار خود را اصلاح كنند. |
|
Friday, 19 March 2010 12:20 |
|

|
|
ديري است که دلدار پيامك نفرستاد!... |
|
Tuesday, 09 March 2010 11:22 |
|
بهنام ايزد منان با سلام خدمت دستاندرکاران مخابرات ايران، عليالخصوص مسئولان و صاحبمنصبان. دانشجويي هستم از خيل دانشجويان، اهل شهرستان، مقيم تهران. غرض از مزاحمت مختصر درددلي بود با سروران و عاليجنابان، و البته گلايه کوچکي هم داشتم اين ميان. بعد از اتمام دبيرستان، کنکور دادم مثل اکثريت قريب به اتفاق همسالان. البته چارهاي نداشتيم جز آن! دري به تختهاي خورد آن زمان، و ما هم پيوستيم به خيل دانشجويان، و خانواده محترم براي تقدير از شاهکار فرزندشان، يک خط و گوشي همراه هديه دادند بهمان. ما هم شديم کلي شادمان. البته آن زمان، مثل حالا نبود که از خرد و کلان، و پير و جوان، يکي يک گوشي گرفتند دستشان. تک و توکي گوشي داشتند آن دوران. خانواده و دوستان و آشنايان، زنگ ميزدند و احوالپرسي و ابراز محبت و چنين و چنان. تا اينکه کمکم گوشي زياد شد دست اين و آن، و سامانه پيامک آمد توي ايران، و بهجايش اندکي بعد نرخ مکالمه چسبيد به طاق آسمان. تعداد تماسهايمان خيلي کم شد بعد از آن، و همين پيامک شد انيس و مونس ما و همقطاران. روزان و شبان، کارمان شده بود پيامکبازي با کسان و ناکسان! بعضي سرشار از علم و عرفان، بعضي لطيفه و داستان، حالا بعضي هم فلان و بهمان! خودش تفريح سالمي بود براي نسل جوان. البته از شما چه پنهان، بعضي دوستان از ما بهتران، تماسهايي هم داشتند آشکار و نهان، ولي ما که نميرسيد وسعمان، با همين پيامک ميرسيديم به همه کارمان، احوالپرسي ميکرديم از ديگران، مطلع ميشديم از اوضاع جهان. خلاصه خوش بوديم با اين فناوري اجنبيان. تا اينکه ناگهان، تعرفه اين پيامک را هم نموديد گران، و بعد هم فرموديد براي پاسداري از پارسي برتر از جان، تعرفه پيامک پارسي ميشود ارزان، که دور از جان، ما را خ ... ر فرض کرديد بيگمان! چون نفرموديد تا يک سلام و احوالپرسي بکنيد با پارسي وزان، ميشود دو تا پيامک پر و پيمان. يعني يک چيزي در مايههاي همان. خلاصه ديگر کسي پيامکبازي نميکند از سر خوشخوشان. سالي به ماهي اگر با ما کار واجبي داشته باشند يکي از دوستان، صداي پيامک طنينانداز ميشود در اتاقمان، و چه کيفي ميکنيم آن زمان! با کله ميپريم روي گوشي بيزبان. بيشتر اوقات هم حتيالامکان، يک تکزنگ حواله ميکنيم در جوابشان، که شکر خدا خدمتي است فعلاً رايگان. اگر هم ناچار شديم پيامکي بفرستيم برايشان، از سر و تهش ميزنيم آنچنان، که در يک پيامک جا شود و نه بيش از آن. چه عرض کنم خدمتتان، منظور نظر اين بود که اين دلگرمي در شهر غريب را هم گرفتيد از ما بيچارگان، و القصه ما مانديم و بوي جوي موليان، و ياد يار مهربان. |
|
|
|
|
<< Start < Prev 1 2 3 Next > End >>
|
|
Page 1 of 3 |